6 Comments

  1. 1

    مجتبی لبافی

    دروغ!

    روزگار ما پرشده ازآدم‌هایی که به هیچ سمتی تعلق ندارند. کسانی که نه کشته می‌شوند نه می‌کشند. نه زندگی می‌کنند نه می‌میرند. تمام وجودشان- اگر وجود داشته باشند- دروغ و بهتان است. دروغ می‌گویند تا راحت‌تر زندگی کنند. تا راحت‌تر بمیرند تا راحت‌تر… چرا که “توانایی” برخورد با حقایق را ندارند. چرا که “نمی‌خواهند” با حقایق برخورد کنند. چرا که جهنم را تاب نمی‌آورند. همواره با میلی در وجودشان همراهی می‌کنند که آن‌کار را در نظرشان “روا” جلوه دهد. انگشت شمارند کسانی که در برابر حقایق زندگی می‌ایستند . می‌ایستند و بر وجود خود شهادت می‌دهند . علیه خویش شهادت می‌دهند حتی اگر بدانند به ضررشان تمام میشود. علیه خود عمل می کنند. اما اغلب دروغ می‌گویند تا هر چیز را هر شر یا ناحقی را در نظر خود روا جلوه دهند. در یک جامعه وقتی یک بیمار روانی وجود دارد وقتی صد بیمار روانی وجود دارد آن‌را به عنوان پدیده‌یی طبیعی می‌نگریم . ولی وقتی چیزی مانند طاعون شد از هر دو نفر یک نفر شد وقتی کم‌کم همه‌گیر شد بحران شکل می‌گیرد. وقتی همه را فرا گرفت وجود بحران هم عادی و طبیعی جلوه می‌کند. و اگر کسی از بیرون این فضا وارد آن شود و وجود بحران را متذکر شود هیچ‌کس باورش نمی‌شود یا دوست ندارد که متوجه شود هی فلانی بدون وجود این چیز این غده‌ی سرطانی هم می‌شود زندگی کرد. با وجود این اغلب افراد در بهترین حالت در چنین جوامعی احساس بیزاری از وجود غده‌های سرطانی می‌کنند و در واقع میل افراد به “بیزاری” بیشتر از “ایستادگی”در قبال چنین چیزی است. چرا که در این بحران همه‌ی آن‌چه زمانی ارزش آن را داشت که بخواهی در قبال آن ایستادگی کنی از میان رفته است.
    اما آن‌چه من را مجاب کرده است که در این‌جا به این مسئله بپردازم یعنی دروغگویی وجود این‌همه وبلاگ و سایت و مطلب و فراخوان و ارتباط و…مجازی یا بهتر بگویم دروغی در فضای وب است. در این فضا می‌توان زن بود و خود را مرد معرفی کرد و برعکس. پیر بود و خود را جوان نامید و برعکس. بی‌سواد بود و باسواد جلوه کرد. داخل کشوری بود و خود را خارج کشور دانست. در یک آن با صدها نفر دوست بود و حتی یک لحظه هم آن‌ها را ندید. هزاران صفحه و مطلب را کپی کرد و به نام خود منتشر ساخت. چنین فضایی بیشتر به یک دروغ بزرگ شباهت پیدا می‌کند . به خنجری در باد می‌ماند. مانند اسب افسارگسیخته‌یی است. آبی است که هرچه بیشتر تقلا می‌کنی بیشتر از میان انگشتانت سرریز می‌کند و بیشتر همه‌جا را خیس می‌کند. شخصیت‌ها و هویت‌های دروغی پرورش می‌دهد…
    متعجب نشوید!
    اگر روزی از میانه¬ی استیک با پنیر شما ناگاه سر بریده¬یی بیرون زد ودر کمال ادب و نه با حالتی خونبار که با حالتی رسمی از شما پرسید: ” آیا کسی هست مرا یاری کند؟ ”

    و یا به قول شاعر معاصر رویا الیاسی در شعری به نام تحمیق :
    بچه‌گانه می‌اندیشی
    احمقانه‌ترین مصیبت حتی
    هرگز
    از آن‌رو که فکر می‌کنی احمقانه است
    پایان نمی یابد.

  2. 2

    برگجونی

    نگارنده عزیز، نمی دانم خبر دارید یا خیر! رزمندگان تلگرامی پیروز شدند

  3. 3

    نثارجانی

    سلام برادر برگجونی این آقای نگارنده چون خودش از زمینخوران است اتفاقن خوب خبر داره. برا همین از ترس ساکت شده و چیزی نمی گوید. از پیروزی مردم برگیجون بدجور شکست خورده. از اولشم معلوم بود مردم دهکده ک با راهنمایی روحانی عالیقدر حاجی آقا جاننثاری حرکت کردن پیروز میشوند. همانطوری ک مردم ما در جنگ با صدام یزید بعثی صیونیستی پیروز شدیم. همانطوری ک در نابودکردن و قل و قمع معاندین و فتنه گران سبز و اغتشاشگران پیروز شدیم. همانطوری ک دربرابر آمریکا و ترامپ پیروز شدیم. اینا خودشون خوب میدونن مردم برگیجون پشت سر حجت الاسلام حاج اقامصطفی جاننثاری و حاج محمدرضا جاننثاری و حاج داوود طوسی ایستادیم و هیچکدوم واسه تنگلخونه نمی تونن هیچ غلطی بکنند. ما مردم برگیجون از حاج اقا جاننثاری و حاج محمدرضا و حاج داوود طوسی و مهندس علی اکبر لبافی خیلی خیلی ممنون هستن که پوز زمینخواران را به خاک مالیدن. این پیروزی بر مردم برگیجون مبارک باشد تا کور شود چشم همه زمینخوران و بدخواهان و طرفداراشون.
    یا علی مدد

  4. 4

    admin

    باسلام به اعضای محترم (دوستداران گروه تنگلخونه، دوستداران برگجون، دوستداران سایت برگجون)
    لازم می‌دانیم اعضای محترم این گروه را به بازخوانی متن مقاله‌ی “بازی تنگل‌خانه و رزمندگان تلگرامی” دعوت ‌کنیم. به این دلیل روشن که تفاسیر اشتباه از آن، دوستان را به بی‌راهه کشانده و موجب صدماتی شده است. به‌هیچ عنوان موضوع شخصی نبوده و نیست مگر آن‌که برخی بخواهند باغرض یا بی‌غرض آن‌را شخصی جلوه دهند.
    ازهمان ابتدا افرادی از اهالی روستای عزیزمان با حسن‌نیت درست یا غلط (به شیوه‌ی کار ایشان فعلاً اشاره‌یی نمی‌کنیم) پیگیر این موضوع بوده‌اند. اهالی محترمی که پنداری از مناسبات پشت پرده‌ی این موضوع و موضوعات مشابه در روستا (و در حالت کلان‌تر، کشور) اطلاعی ندارند که البته شاید نتوان بابت عدم آگاهی به ایشان خرده گرفت.
    قصد متهم کردن هیچ شخص بخصوصی را نداشته و امیدواریم مانند گذشته، قضیه را به‌هیچ شخص و دسته‌یی نسبت نداده وآن‌را محدود ننمایند. جای بسی تعجب است که به‌رغم روشن شدن موضوع، اعضای تحصیل‌کرده در این گروه، باز هم بر استخدام وکیل تأکید می‌کنند. آیا نمی‌دانند که برای موکل‌بودن، در تمام دعاوی حقوقی، باید در پرونده ذی‌نفع بود؟ آیا سرسوزن به این نکته اندیشیده‌اند که اگرچه دراین مورد خاص، می‌توان وکیل استخدام نمود (هیچ وکیلی ازدست‌مزد بدش نمی‌آید) اما هیچ‌یک از ادارات ونهادهای مربوط کوچک‌ترین همکاری با وی نمی‌نمایند؟ هویت دوستداران برگ‌جهان آن‌هم در دنیای مجازی مطلقاً اعتبار حقوقی جهت استخدام وکیل ندارد. آیا برای اطمینان از صحت‌وسقم این پیشنهاد (که ترجیع‌بند نظرات برخی اعضا بوده و مدام تکرار می‌شود) تاکنون موضوع را با وکیلی در میان گذاشته‌اند؟ آیا از چندوچون قوانین این‌حوزه آگاهی دارند؟
    دوستان، آیا واقعاً تاکنون به این تناقض اندیشیده‌اید؟ آیا فکر نمی‌کنید راهی که در پیش گرفته‌اید و بر آن صحه می‌گذارید (چیزی‌که از ابتدا روشن بود بالاخص این‌که در این گروه افراد فرهیخته‌یی گردآمده‌اند که هر چه می‌اندیشیم درنمی‌یابیم که چرا بر کار اشتباه خود اصرار می‌ورزند؟!) چه تفاوتی میان تپه‌ی تنگل‌خانه با دیگر مناطق این‌دیار، که روزانه به تاراج متجاوزین این آب‌وخاک می‌رود، وجود دارد؟ دوست گرامی آقای‌ مهندس اسماعیل اثباتی! آیا واقعاً فکر می‌کنید تلگرام پدیده‌یی مدرن است و کاملاً هم حقیقی است؟ باید به‌عرض برسانیم تلگرام پدیده‌یی نوظهور و پست‌مدرن است و عالم مجازی با عالم واقعی در تضاد است نه حقیقی. (فرق است میان واقعیت و حقیقت) کاش پتانسیل موجود در هر یک از اعضای محترم این گروه، قدری متوجه ریشه‌ها و ساختار این‌گونه امور و مناسبات می‌شد، آن‌وقت دیگر به این‌گونه مسائل، تا بدین‌حد محدود، شخصی، و خلاصه شده در فردی خاص نمی‌اندیشیدیم. امیدواریم این‌بار هم‌چون موارد مشابه، شاهد بی‌توجهی و عدم تأمل کافی دوستان، به اصل و کنه مطالب نبوده و پیش از آن‌که به نویسنده‌ی مطالب توجه کنیم، به منظور و مقصود نوشته‌ها بپردازیم. با آرزوی این‌که هر یک از اعضا باری دیگر متن “بازی تنگل‌خانه…” را با سعه‌ی صدر بیشتری مطالعه فرمایند.
    تا چه اثر کند…

    (این توضیح لازم است که تپه‌یی در روستای برگ‌جهان مورد تجاوز عده‌یی زمین‌‌خوار قرار گرفته است و دوستانی در برابر این پدیده دست به تأسیس گروهی زده‌اند که به عقیده‌ی ما شیوه‌های منتخب اعضاء با توجه به اهداف، اشکالات اساسی دارد که در بالا به چند نمونه اشاره نمودیم).

  5. 5

    علی اکبر لبافی

    ادمین محترم سایت لواسانیها
    با سلام
    شما اکنون عضو گروه ذوستداران سایت برگجون هستید و پیام فوق را در آن گروه گذاشتید و پاسخ اعضا را هم خواندید.
    نمی دانم چه لزومی دارد خوانندگان خود را به مشکلات شخصی آقا مرتضی لبافی و من وارد کنید. خوانندگانی که نه از سایت برگجون و نه مقالات و اخبار تنگلخانه در آن سایت و نه از تلاش و اقدام مکرر و پیوسته گروه دوستداران سایت برگجون اطلاعی ندارند را وارد چالش فردی می کنید که به دلیل اختلاف نظر شخصی با من چشمها را بسته و دهانش را باز کزده و به گروه و اقدامات آن تازیده است.
    اگر نیاز دارید وارد مستندات اختلافهای شخصی ایشان بشوم این کار را خواهم کرد اما در سایتی که مخاطبان عام دارد چه لزومی دارد به این موارد پرداخت.
    باری مقاله سراسر هجو فوق که هدفش مسخره کردن و توهین به افراد محترمی است که به من لطف داشته و همراه شده اند تا به روش قانونی و مدنی یک تپه ملی و همگانی با سابقه تفریحی-تاریخی را از تعرض مدعیان و اشخاص خارج کنند، چه جای نقد و گفتگو دارد؟ گیرم دو جمله ی درست و پیشگویانه از استاد یگانه ی شما هم در این مقاله باشد، در فضای توهین و تمسخر این جملات شنیدنی نخواهد بود.
    اعضای گروه یادشده خوب دانستند که مشکل نویسنده موضوع شخصی است و البته ایشان خواهر زاده من هم هستند بزرگواری کرده و این خطای بزرگ را نادیده گرفته اند اما قرار نیست آن را فراموش کنند. لذا انتظار می رود از شما که کار رسانه می کنید و البته فضای آزادی را برای گفتگو و درج مطلب فراهم کرده اید، از درج مقالات توهین آمیز که فعالیت بیش از ۱۷۰ نفر از (نمی گویم فرهیخنگان روستا بلکه) زن و مرد و جوان و سالمند روستا را به سخره گرفته پوزش خواسته و این مطلب را بردارید.
    ممنون

  6. 6

    admin

    آقای علی‌اکبر لبافی
    به‌واقع اگر اعتقاد به فضای آزاد و باز این وب‌گاه دارید، می‌بایست تفاوت یک نوشته‌ی نقادانه و اصولی را با نوشته‌یی “سراسر هجویه” و “مسخره” ‌کردن دیگران دانسته باشید. که این‌ها تعاریفی کاملاً متفاوت دارند. اعضای محترم گروه شما نیز که به‌قول سرکار بیش‌از ۱۷۰ نفر هستند، تابه‌حال موضع روشنی را برای خود مقرر نکرده‌اند. لذا شما نیز می‌توانید تنها نماینده‌ی خود باشید و از دیگران مایه نگذارید. به‌عنوان مدیران وب‌گاه لواسان، صریحاً اعلام می‌کنیم مواضع ما در مقابل و علیه زمین‌خواران و مفسدین این پرونده روشن و واضح است و هرچیز حاشیه‌یی در این‌باره نقض‌غرض و محکوم است. نویسنده‌ی مطلب فوق نیز به روشنی دوستان دل‌سوز را به انحرافاتی که داشته‌اند متوجه کرده‌اند. (همان‌گونه که مشاهده شد در گروه شما یا کسی سخن نمی‌گوید، یا اگر می‌گوید با عقیده‌ی مخالف برخورد مناسبی نمی‌شود و به‌رغم داعیه‌ی برخی از دوستان مبنی بر مدرن بودن عقایدشان، درعمل به بدوی‌ترین اشکال سعی در حذف غیرخودی (هم‌خون!) دارند. باز هم امیدواریم ملاک شما در پیگیری این پرونده ملاک‌های شخصی نباشد. همان‌گونه که دیدیم خود شما گه‌گاه سایت لواسان را در گروه خود با واژه‌ی “دشمن” خطاب کرده‌اید. به‌روشنی پیداست که نوع نگاه و رابطه‌ی شما با وب‌سایت لواسان و هم‌چنین نویسنده مطلب فوق موجب حل کوچک‌ترین مشکلی در موضوع تنگل‌خانه نیست و نخواهد بود. دغدغه‌ی ما و هم‌ولایتی‌ها بسیار فراتر از مشکلات شخصی است. پس چه‌بهتر که به موضوع اصلی پرداخته و از طرح موارد و مباحث حاشیه‌یی پرهیز نماییم. چه‌بسا سکوت نویسنده‌ی مقاله پیرو همین اصل بسیار مهم باشد.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق متعلق به آنلاین نیوز می باشد.