2 Comments

  1. 1

    مجتبی لبافی

    میم در میان حروف فارسی حالت عجیب و غم‌انگیزی دارد.
    سرفروافکنده، شانه‌ی خمیده و دست‌هایی که انگار روی شکم تورفته‌اش نگه‌داشته در حالت تعظیم.

    جالب این‌ست که تمام افعالی که به ضمایر اول‌شخص مفرد انجام می‌گیرند، به میم ختم می‌شوند.
    مثل من لال می‌شوم. من ذله‌ام، من می‌میرم.
    در آداب و سنن ما هم یک‌سره و مداوم “میم” توصیه می‌شود؛
    مطیع و مودب باشیم.
    “آ” ی مدی مثل موجودی راست قامت است که کلاه خود را کج گذاشته باشد. …

    …اما “میم” چیز دیگری ست.
    او مثل همه است؛
    مثل پیری؛
    مثل انسانی که تجربه‌های گران و سنگین از سرگذرانیده باشد.
    میم مثل تسلیم است.
    تسلیم از ریشه سلامت، سلام و مسلم است.
    … و “میم” در آغاز کلمه مادر می‌نشنیند؛ کلمه مادر در همه‌ی زبان‌ها.

    و هر بار که متن آن‌دو نفر را می‌خوانم…نمی‌دانم. هیچ، همان لال!
    تکه‌یی از روزگار سپری‌شده‌ی مردم سالخورده‌ــ محمود دولت‌آبادی

  2. 2

    Rose rajabi

    منم حضور زنده گذشته را می خواهم.عجیب دلتنگ خودِ پدرم هستم.
    خاطراتش آرامم نمی کند.
    مرتب مرور میکنم روز پر زدنش را.حرکت عضلات پایش،ته مانده صدایش در حنجره اش هنگام احیای قلبی دیوانه ام میکند.
    دستم وحشیانه لابه لای موهایش پرسه میزد.حریصانه می بوسیدمش،دستهایش،تک تک اجزای صورتش،خدایا تاحالا انقدر نزدیکش نبودم،تا حالا اینجوری نبوسیدمش،اینجوری با ولع بغلش نکرده بودم.ای کاش خجالت نمی کشیدم. حضور زنده اش را میخواهم،غمینم و دردمند بخاطر حسرتی که به دلم مانده.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق متعلق به آنلاین نیوز می باشد.