2 Comments

  1. 1

    محمد لبافی

    با عرض سلام وعرض ارادت خدمت مخاطبین سایت لواسانی ها
    چندی پیش کتابی با عنوان “فرهنگ جامع گویش برگیجانی ” توسط انتشارات آزاداندیشان به چاپ رسیده است و چون این کتاب درباره گویش روستایی از لواسانات می باشد بر آن شدم تا به نکاتی در این باره اشاره کنم.
    متاسفانه این کتاب در بخش گویش با اشتباهات فراوانی همراه است که نشان از ضعف وعدم تسلط نویسنده کتاب به این موضوع دارد. به نظر بنده نوشتن کتابی که داعیه جامع بودن را دارد نیاز به اشنایی و مطالعه وتحقیقات بیشتری دارد. البته به عنوان یک طرح این که بخواهیم فهرستی از واژگان گویش تهیه کنیم که علی الخصوص روز به روز هم در حال نابودی است خوب وقابل تقدیر است ولی زمانی که نتیجه ی تحقیقاتی به صورت کتاب منتشر می شود باید احتیاط لازم برای درستی مطالب مان را داشته باشیم. چرا که نشر مطالب اشتباه صدماتی بر پهنه ی فرهنگ می زند که ترمیم آن بسیار دشوار خواهد بود.
    در فضای درهم و برهم فرهنگ این روزها که حتی خبرگزاری ها هم دیگر حساسیتی برای صحت و سقم پدیده یی ندارند و آنرا منتشر می کنند و همین طور انتشاراتی که تنها درآمد حاصله از نشر برایشان اولویت دارد نیز مقصر بوده و همین طور تمامی افرادی که در چاپ این مطالب مربوط به حوزه ی بسیار مهم واساسی فرهنگ نقشی را ایفا کرده اند . بنده هیچ گونه خصومتی با دست اندرکاران چاپ این کتاب ندارم ولی موضوعی که هدف بنده است بسیار با اهمیت تر از اشاره به شخص یا جمع خاصی است.
    ما با گویش سرزمینی مواجهیم .علی رغم این که نمونه های بسیاری می توان نام برد که امروزه در حوزه های گوناگون به چاپ چندم هم می رسد اما عقیده بنده این است که اگر قصد کاری را داریم بهتر است در حوزه هایی فعالیت داشته باشیم که شناخت ما از آن کافی و وافی باشد. این گونه ، خدمات بهتری می توانیم عرضه کنیم. باید در نظر داشت اگر نسل جدید که چندان هم حوصله ی ریشه یابی امور را ندارد {وبه راحتی همه چیز را به عنوان چیز درست می پذیرد (البته استثنائاتی نیز وجود دارد) }به سادگی به اشتباه افتاده وآنوقت مسئول تمامی این انحرافات اشخاصی هستند که بدین امور دامن می زنند.
    در زیر به بعضی از این نکات اشاره می کنم :
    به عنوان نمونه برای واژگان به منابعی استناد نشده است و اینطور به نظر می آید که نگارنده صرف پرس وجوی شفاهی از اهالی روستا واژه ها را معنا کرده و برای معنا کردن لغات سلیقه یی عمل کرده است که هرگز علمی نیست.
    در این کتاب از مصادری نام برده شده که کاملاً جعلی و بی معنی است . مثلاً برینی ین. (رینیدن معادل آن انگاشته شده) که اگر فارسی زبانی را بگوییم رینیدن را شنیده یی متعجب خواهد شد. بزمنی ین. بچینی ین. بدنی ین. بربینی ین. بریزی ین. بزنی ین (معادل فارسی آن زنیدن نوشته شده!) و….
    در نام روستا هرگز واژه ی برگ هیچ نقشی نداشته و ریشه شناسی واژه ی بلگیجان نیازمند تحقیقی گسترده تر و تدوین مقاله یی مفصل است.
    آیا این قول مقدمه نویس محترم که [این کتاب خاصیت تمام فرهنگ های لغت دنیا را دارد] صحیح است؟ آیا نباید سر سوزنی در این فرمایش خود تردید می نمودند؟ فی المثل در مورد اتیمولوژی واژگان یا بحث های مربوط به آواشناسی، حتی یکی از واژه ها حداقل توضیحی داراست؟ کتاب به واقع [حاصل تلاشی چندین ساله و ثمره ی سال ها و دهه ها دانش و خردورزی است]؟ آیا نباید در انتخاب واژگان خود دقت و تأمل بیشتری بنماییم؟ مولف محترم حقیقتاً تفاوت معنایی عظیم فرهنگ (آن هم فرهنگ جامع) با واژه نامه را نمی داند! بسیار خوش اقبال بوده ایم که ایشان نام انسیکلوپدیا بر نوشته خود ننهادند. این یادآوری لازم است صاحب این قلم هرگز قصد نادیده گرفتن زحمات مداوم نویسنده را نداشته و نخواهد داشت. اما مگر زحمت صرف لزوماً حقیقت یا نظریه ی صحیح علمی را در پی دارد؟ چه زحمات بسیاری که متأسفانه نتایج فوق العاده سطحی و مخربی را در پی داشته است.
    یادآور می شویم که تک تک اشتباهات فاحش که نقض آشکار فرهنگ نویسی با شیوه های علمی است نزد ما محفوظ است و بنده جهت جلوگیری از اطاله کلام از ذکر تفصیلی آن خودداری می کنم . اما در صورت لزوم و اثبات ضرورت همه جانبه ی طرح آن آماده ی انگشت نهادن بر یک یک آن ها هستم.

  2. 2

    علی اکبر لبافی

    دیشب مرحوم علی اکبر دهخدا به خوابم آمد. گفتم استاد کجایید؟ گفت چه شده؟ گفتم ۷۰۰۰ سال از قدمت روستای برگیجان می گذرد و چشمان ما به در ماند تا استادی فرهیخته بیاید و با دانش وافی و کافی و کاملا علمی و ارجاعات دقیق به سخن بزرگان و اساتید ادب، واژه نامه گویش بلگیجان را برای جوانان جویای علم جهان به رشته ی تحریر درآورد.
    دریغ از اینکه کسی به این مهم دست زند. شما دیگر چرا؟ چرا پیش از دست بردن به فرهنگ دهخدا به فرهنگ ده ما مشغول نشدید؟ این کم کاری شما سبب شد من که فردی بی دانش کافی و بی علم و بی ارجاع و بی ادبیات هستم این کار گزاف را بکنم و گمان می کردم همین که نامم علی اکبر است می توانم پا جای پای علی اکبر دهخدا نهم.
    دهخدا گفت: من برای تمرین قبل از شروع کار اصلی دست به نوشتن فرهنگ دهخدا زدم تا کار بیاموزم و سپس رسالت اصلی ام که نوشتن فرهنگ گویش برگیجان بود را آغاز کنم و دریغا که اجل مهلتم نداد. اما برای شما باکی نیست چون افراد زبردست و اساتیدی گران دارید. چرا به آنان رجوع نمی کنید؟
    پرسیدم: منظورتان کیست؟
    گفت: م-ل
    گفتم: ایشان کتابی را که قبلا چاپ کرده بودند به قدری نایاب شد که یک نسخه اش را هم خودشان ندیدند تا چه رسد به من.
    گفت: نه منظورم از م.ل شاگرد آن یکی م-ل است که اخیرا از استادش هم پیش افتاده است.
    از خواب بیدار شدم و یک راست رفتم سراغ خبرگزاریها تا شرح این خواب را منتشر کنند.
    گفتند از ادمین سایت لواسون اجازه گرفته اید؟
    گفتم: نه
    گفتند: ما اجازه درج اخبار دروغ را نداریم. همان دروغ قبلی کافی بود.
    گفتم: یعنی انتشار کتاب فرهنگ گویش برگیجان دروغ بود؟ من که یک نسخه اصل کتاب چاپ شده را همراه مجوز انتشارش برایتان فرستادم. دروغ بود؟
    گفتند: بله دروغ بود. راست آن است که کتابی مانند “روستای من” بنویسید و اخبارش را در سایتهای مجازی منتشر کنید نه خبرگزاری.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق متعلق به آنلاین نیوز می باشد.